![]() |
![]() |
|
|
حیرتزدهام تشنه یک جرعه جوابم
آیا پس از این دشت رهی است؟ دهی هست؟ یا اینکه به بیراهه دویده است شتابم؟ من کوزه به دوش آمدهام دشت به دشت شاید که تو را، ای عطش گنگ بیابم آهی و نگاهی و... دریغا که خطا بود یک عمر که با آینهها بود خطابم هر صبح حریصانه من و حسرت خفتن هر شب من و اندوه که حیف است بخوابم چون صاعقه هر بار که عشق آمد و گل کرد یک شعله نوشتند ملائک به حسابم می نوشم از این تلخ، اگر آتش، اگر آب حیرتزدهام،
تشنه یک جرعه جوابم |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 16:55 توسط مجتبی |
|
|
سبب منم که می شکنم اما حرفی نمی زنم اگرهیچ کس برام نموند واسه اینکه سبب منم
کاش بدونی ماتم دنیام بی تو فقط گریه می خوام
کی می دونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام
تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویای
یه پائیزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی
از این گریه چه می دونی نه دردمی نه درمونی
به چه امید می خوای باشی که پیش دردام بمونی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 12:13 توسط مجتبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|